الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
3
إحياء علوم الدين ( فارسى )
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم بستاييم آن خداى را كه ديباجهء همهء كتابها از تحميد او آرايش گيرد ، و مطلع همهء خطابهها از ذكر او زينت پذيرد ، تنعّم نيكبختان در فردوس اعلى به حمد او باشد ، و تسلّى بدبختان به ذكر او بود ، اگرچه در پيش ايشان حجاب است و ميان ايشان و نيكبختان بارهاى « 1 » كه در باطن آن رحمت و ظاهر آن عذاب است . و بازگرديم به دو ، بازگشتن كسى كه بيقين داند كه ربّ الارباب و مسبّب الاسباب اوست ، و اميد داريم از او ، اميد داشتن كسى كه به حقيقت شناسد كه پادشاه بخشاينده و آمرزگار و توّاب اوست ، و رجاى خود را به خوف برآميزيم ، آميختن كسى كه بىگمان باشد كه با آن چه آمرزگار و توبه پذير است جبّار و سختگير است . و تحفهء درود به جان مقدس پيغامبر - عليه السلام - و ياران بزرگوار او رسانيم ، درودى كه روز عرض و حساب از هول مطّلع « 2 » ما را برهاند و درجات قرب و رضاى الهى براى ما ممهّد گرداند . بدان كه توبه و بازگشتن از گناهان به حضرت عيب پوش و غيب دان آغاز طريق سالكان است و سرمايهء رستگاران و اوّل قدم مريدان و كليد استقامت مايلان و مطلع اصطفا و اجتباست براى پدر ما آدم - صلوات اللّه عليه - و بر جميع انبيا و ديگر مقربان . و اقتداى فرزندان به پدران در غايت سزاوارى است ، و عجب نيست اگر آدمى گناه كند ، چه در جبلت او علت گناهكارى است . « 3 » و كسى كه پدر را ماند ، شبه او بر جايگاه باشد ، « 4 » و ليكن چون پدر پس از آن كه بشكست به جبر آن
--> ( 1 ) باره ، ديوار قلعه و شهر . ( 2 ) مطّلع ، محل صعود ، جاى اطلاع يافتن و مشرف بودن ، قيامت . هول مطّلع ، خوف قيامت . ( 3 ) عربى : فهي شنشنة [ خلق ، عادت ] يعرفها من اخزم . اخزم ، يكى از أجداد حاتم طايى ، از پدر خود أبو اخزم عاق بود . روزى پسران اخزم جد خويش را مجروح ساختند و او شعرى گفت كه مصراع آخرش « شنشنة اعرفها من اخزم » مثل شده است . مراد اين است كه آنان در عقوق شبيه پدر خود هستند ( لغت نامه ، ذيل « اخزم » ) . نيز زبيدى 8 - 497 . ( 4 ) يعنى ظلم نكرده است ، عربى : و من اشبه أباه فما ظلم .